محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

353

مناقب مرتضوى ( فارسي )

نمىآرى ، چگونه روا مىدارى كه من از حقوق اهل اسلام زياده بر آنچه حصّهء تو مىشود چيزى به تو دهم و بدان جهت - عياذا باللّه - به احراق نايرهء عقبى گرفتار گردم ! عقيل درك اين سخن ناكرده ، از امير المؤمنين برنجيده به دمشق شتافت و امير المؤمنين از اين معنى بسيار ملول شد . » و در ترجمهء مستقصى مىآرد كه : « بعد از وصول عقيل به دمشق ، معاويه در تعظيم او بسيار كوشيد . روزى تكليف اين معنى نمود كه بر منبر برآمده امير المؤمنين و سبطين را ناسزا گويد . عقيل ترك صحبت نموده و او را غافل ساخته باز به خدمت امير المؤمنين آمده ، تايب شد . » منقبت : در مجلّد ثانى حبيب السّير مسطور است كه : « در صحاح اخبار به تواتر ايراد گرفته كه امير المؤمنين - كرّم اللّه وجهه - در مدت عمر خود هرگز هر سه روز متعاقب سير نخورده و در اكثر اوقات با نان جوى نان خورش ميل نمىكرد و چون اهل بينش تكليف تناول نمودن طعام مىكردند به زبان خارق بيان مىفرمود : « حسبى الطّعام ما يقيم ظهرى » بسنده است از طعام آن مقدار كه پشت مرا قايم دارد و مرا از طاعت و عبادت پروردگار من منع نيايد . » منقبت : هم در كتاب مذكور از عدى بن ثابت مروى است كه : « روزى امير المؤمنين - كرّم اللّه وجهه - دو جامهء سطبر ابتياع نموده ، قنبر - رضى اللّه عنه - را مخيّر گردانيد كه هركدام را خواهى بپوش . قنبر يكى از آن دو ثوب اختيار كرد و ديگرى را امير المؤمنين در پوشيده و آستين را دراز ديده ، آنچه از سر اصباع همايونش تزايد 8763224 خ 0 14 خ بود قطع فرمود . » منقبت : [ هم در كتاب مذكور از عدى بن ثابت مروى است كه گفت : « روزى طبق پالوده‌اى نزد سلطان اوليا ، على مرتضى - كرّم اللّه وجهه - بردم ، اصلا رغبت نفرمود ، گفت : دوست ندارم خوردن چيزى را كه سيد كاينات - عليه افضل الصّلوات و اكمل التّحيّات - آن را تناول ننموده باشد . » 9763224 خ 0 15 خ ] منقبت : در بيان آنكه روزهء ايام بيض از جانب حق سبحانه به 0863224 خ 0 16 خ امير المؤمنين امر شد و به ساير صحابه و مؤمنان به تبعيت ، در عمدة الابرار از امير المؤمنين - كرّم اللّه وجهه - مروى است كه :